تبلیغات
برای جوانان - برای تهذیب نفس و خودسازی باید از کجا شروع و چه مراحلی طی شود
برای تهذیب نفس و خودسازی باید از کجا شروع و چه مراحلی طی شود


انسان باید از خود شروع کند و تکلیف را باید با خود یکسره سازد؛ ازاین‏رو ابتدا تعابیر «خودسازی را تا حدودی دوست دارم»، «دچار روز مرگی هستم» را تجزیه و تحلیل و اصلاح نماییم.
 من نمی گویم که عاقل باش یا دیوانه باش‏ چون به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش‏ طبق روایات، عاقل کسی است که آخرت را بر دنیا ترجیح دهد و بر عکس دیوانه کسی است که دنیا را بر آخرت ترجیح دهد.
 پس «رهرو» نیتش خداوند است و بس و پروردگارش را بر همه چیز ترجیح میدهد. گر سر مقصود داری مو به مو جوینده شو گر وصال گنج خواهی سر به سر ویرانه باش‏ انسان باید درون خود را نظاره کند، جهت دل را بنگرد، تمایلات و علاقه‏های روحی و جسمی خود را بررسی کند. ببیند آهنگِ کجا دارد و به کجا ره میپوید؟ اعضا و جوارح خود را در راه چه اهدافی به کار میگیرد؟ تمایلات و کشش‏های گوناگون، برآیند مستقیم نخواهد داشت! افتان و خیزان رفتن شخص را به مقصد نمی رساند!
اگر مقصود خودسازی شد، با این هدف نمیرسد. اگر طبیعت ما جوینده آب و نان است و ما را وادار به تهیه آن مینماید، روح که اشرف از جسم است، خواهان راه‏یابی به معنا و حقیقت عالم است و حقیقت عالم فقط «لقاء الله» است (رسیدن به مقصود واقعی و محبوب حقیقی).

گر مقام خوشدلی میجوئی از جام سپهر
   
شام در مستی سحر در نعره‏ ی مستانه باش‏ 


بعد از قصد و اراده نوبت به عمل میرسد. محبوب و مقصود (ذات اقدس الهی)، دو چیز را در رأس امور انسان قرار داد:
 1. عبادت خدا  
 2. عدم پیروی از شیطان؛ «الَم اَعهد الیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشّیطان انّه لکم عدو مبین * و أن اعبدونی هذا صراط مستقیم ؛ ‏ای آدم‏زادگان آیا با شما عهده نبستم که شیطان را نپرستید، زیرا روشن است که او دشمن بزرگ شما است و مرا پرستش کنید که این راه مستقیم است؟!» (یس (36)، آیه 60 و 61.)  
گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند  
           
 گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش‏


انسان در دنیا هر شأن و مقام، هر عنوان و اعتبار، هر کار و پیشه ای که دارد، باید بداند که در مهمان‏خانه و سرای عاریتی است و باید از آن کوچ کند و آنچه به آن تعلّق دارد بگذارد و برود! پس سنگینی چیزی که نتوان برد. نباید بر خود بنهد؛ بلکه خود را سبکبال سازد. یا مسلمان باش یا کافر دو رنگی تا به کی یا مقیم کعبه شو یا ساکن بتخانه باش‏

خودسازی موفق

 برای خودسازی موفق به چند نکته باید توجه داشت:

1. خودشناسی درست؛ باید استعدادها، قابلیت‏ها و توانمندیهای خود را به خوبی شناخت و بر اساس این شناخت به یک برنامه‏ریزی اصولی رسید.
 2. برنامه‏ ریزی دقیق بر اساس خودشناسی؛ در برنامه‏ ریزی نیز باید به امور زیر توجه نمود:

 الف. واقع‏گرایی: سالک و رهرو توان واقعی خود را میسنجد و حال و روز خود را مینگرد و بر اساس آن به تنظیم برنامه خودسازی میپردازد. انسان‏ها دارای تفاوت‏های فردی روحی و جسمی هستند و هر یک باید برای خود - به تناسب حال - برنامه‏ای بر‏گزینند که سنگین و طاقت ‏فرسا نباشد؛ بلکه پیوسته حال و نشاط ایشان در طول برنامه محفوظ بماند و به عنوان یک دستور العمل کلی باید حال نشاط را پیوسته در خود نگه داشت و از اجبار و اکراه باید در مراحل ابتدایی پرهیز کرد.
ب. جذابیت: در برنامه‏ ریزی به کیفیت بیش از کمیت باید اهتمام داشت؛ مثلاً به جای اینکه انسان تصمیم بگیرد هر روز صبحگاهان یک جزء قرآن بخواند، میتواند آن را حتّی به یک صفحه تقلیل دهد؛ ولی کوشش کند تلاوتش در جای خلوت، با حال و توجه کامل و تدبر و ژرف اندیشی در معانی باشد. همچنین بکوشد نمازهایش را با حضور قلب و توجه بخواند.
ج. تدریج: از حداقل شروع کنید؛ ولی در اندیشه افزون سازی آهسته باشید؛ مثلاً اگر از اول خواندن نماز شب بر او سخت است، بنا داشته باشد که فقط یک رکعت وتر بخواند. پس از یک هفته دو رکعت شفع را هم اضافه کند و پس از مدتی هشت رکعت دیگر نافله شب را.
 د. رعایت مراتب حال: در روند خودسازی باید مرحله به مرحله پیش رفت و از اول نمیتوان تمام مدارج کمال را یک مرتبه سپری نمود؛ مثلاً بهتر است انسان ابتدا از انجام واجبات و تحفّظ بر شرایط و جزئیات آنها شروع کند و در کنار آنها به ترک محرمات بپردازد و همواره کوشش نماید و بر نیفتادن در دام‏های شیطان و هوای نفس جدیت به خرج دهد و پس از مدتی که سراسر وجودش تسلیم شد و ایمان را در روح و جسم غلبه داد، به انجام دادن مستحبات و ترک محرمات بپردازد.
 از این مرحله به بعد، عنایات ربوبی رهرو و سالک را راهنمایی خواهد کرد ان شاء الله: «و الّذین جاهدوا فینالنهدینّهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین ؛
 و آنان که در راه ما به جان و مال جهد و کوشش کردند محقّقا آنها را به راه خویش هدایت میکنیم و همیشه خدا یار نکوکاران است.» (عنکبوت (29)، آیه آخر.)
ه. عزم و استواری: پس از تنظیم برنامه، با اراده قاطع بر انجام آنها ایستادگی کند و نفس خود را از طفره رفتن و کسالت ورزیدن، با جدیت تمام باز دارد.
 و. استعانت و توسّل: برای موفقیت در امر جهاد اکبر از خداوند بزرگ، استمرار جوید و به ائمه اطهار متوسل شود. ز. پیوسته از طریق ارکان چهارگانه سلوک با خداوند مرتبط باشد (مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه).
ح. پیروی از الگوهای راستین، ائمه اطهار و بزرگان اخلاق.برای آگاهی بیشتر ر.ک: ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا، لقاء الله و اسرار الصلوه و المراقبات.داشتن استاد اخلاق در پیشبرد انسان به قله معرفت و معنویت نقش ویژه ای دارد ولی باید کمال توجه را داشت که انسان در دام مدعیان عرفان و کمال نیفتد و گول کسانی را که با ادعای عرفان و تصوف، بویی از معرفت و کمال نبرده و جوانان پاک دل و خداجو را به انحراف می کشانند، نخورد. استاد اخلاق باید شناخته شده و مورد اعتماد باشد و باید از افراد خبره و مورد اطمینان سراغ او را گرفت. البته در صورت نبودن یا نیافتن چنین استادی از چند طریق می توان جایگزین مناسبی برای آن بیابید:
1. توسل دائم به ائمه(ع) به ویژه ولی عصر(عج) که هر هدایتی از مجرای ایشان انجام می گیرد و هر لطفی به برکت ایشان شامل حال انسان می گردد.
2. انس فراوان با قرآن کریم و تلاوت آن و آشنایی با ترجمه قرآن و تفسیر آن و تدبر و اندیشه در معانی عمیق آن
3. ارتباط پیوسته و ناگسستنی با دعاهایی که مشتمل بر بلندترین معارف عالیه و بیانگر فضایل والای اخلاقی می باشد به ویژه دعاهایی مانند مکارم الاخلاق، دعای خمسه عشر، کمیل، مناجات شعبانیه و امثال اینها
.4. ارتباط و رفت و آمد با پاکان و انسان های باتقوا و خودساخته و علمای برجسته
.5. داشتن حالت مراقبه و محاسبه اعمال هنگام خواب که این دو امر در راه کمال و بندگی خداوند دارای نقش کلیدی می باشند.
نکته مهمی که لازم به تذکر است این است که در اعمال باید توجه به کیفیت و اخلاص اعمال داشت نه کمیت آن. مهم این است که انسان در میان جامعه و در عین اشتغال به کار و برنامه و مسؤولیت خود، به یاد خداوند باشد و از توجه به او غفلت نورزد وگرنه پناه بردن به غار و جنگل و گوشه نشینی و فاصله گرفتن از مردم و مسؤولیت ها کار دشواری نمی باشد.
این شیوه پیامبران(علیهم السلام) و به ویژه پیامبر خاتم(صلی الله علیه واله) و خاندان پاک و گرامی اوست که در عین بودن با مردم و رسیدگی به امور و انجام وظایف شخصی و اجتماعی کمال توجه به خداوند را داشتند و دمی از یاد او غافل نبودند و پیروان خود را نیز به همین روش و سنت دعوت کرده اند.

نیت نام و نشان، عملی مشرکانه

از این رو گفته اند اگر کسی در عمل خود، نیت نام و نشان و یا نام نان را داشته باشد آن عمل مشرکانه است و خداوند همه آن عمل را به شریک می بخشد و در قیامت عملی بی وزن و بی ارزش خواهد بود که در ترازوی عمل، سنگینی و وزنی نمی یابد و اعمالش سبک و بی محتوا خواهد شد.


اخلاص زمانی اتفاق می افتد که شخص در عمل خویش تنها رضایت و خشنودی خداوند را در نظر داشته باشد و کاری را برای رضایت دیگری انجام ندهد. عمل حتی اگر هنجاری و اخلاقی باشد و ازنظر دین و شریعت آن را عمل صالح و نیک و خیر بشمارد زمانی می تواند کمالی و تاثیرگذار در قیامت باشد و وزنی برای صاحب خویش کسب کند که آن عمل دارای اخلاص و حسن فاعلی باشد و نیت غیر در آن وجود نداشته باشد.

بهترین اعمال


این گونه است که بسیاری از بزرگان در اعمال خویش تنها رضایت خدا را در نظر داشتند و کارهای نیک را برای غیر انجام می دادند. این غیر می تواند شخص یا اعتبار و مقام و یا نام و نشان یا نام و نان باشد. به این معنا که اشخاص، اعمال خویش را گاه برای نان و یا نام انجام می دهند و برخی دیگر هم برای نان و هم نام انجام می دهند. برخی هستند که ذکر می گویند تا مردم آنان را متدین بدانند و یا تسبیج می زنند زیرا از تسبیح خوششان می آید و یا اموری از این قبیل که شائبه شرک در آن است. این گونه اعمال حتی اگر عبادی باشد اگر دارای حسن فاعلی نباشد و تنها برای خداوند انجام نشود نه تنها خیر نیست بلکه وزر وبال روز قیامت اوست. درباره علامه جعفری حکایتی مطرح است که بیانگر بسیاری از امور درباره نقش حسن فاعلی و خلوص در کمال یابی عمل است و ما در اینجا به عنوان حسن ختام به آن اشاره می کنیم:


خاطره ای از علامه جعفری

مرتضی نجفی قدسی از فعالان قرآنی می نویسد: در یکی از روزهایی که خدمت استاد جعفری بودم؛ ایشان فرمودند: هر کاری که می کنید برای خدا بکنید نه برای خودتان و نه حتی برای آیندگان. کار باید برای خدا باشد و نیت باید خالص الوجه الله باشد آنگاه افزودند: نظام سرمایه داری می گوید برای خودت کار کن و نظام کمونیستی می گوید برای آیندگان کار کنید ولی اسلام این را نمی گوید. اسلام می گوید برای خدا کار کنید. سپس مثالی از زندگی خود ذکر کردند که واقعا شنیدن دارد.

ایشان فرمودند آن زمانی که من در نجف شروع کردم به شرح مثنوی، یکی از بزرگان اهل معرفت در نجف به بنده گفت: فلانی اگر این چیزهایی که می نویسی روزی به نام کسی دیگر منتشر شد و یا این که گفتند مثلا از پشت کوه پیدا کرده ایم و نمی دانیم نویسنده اش کیست، شما در درون خودت ببین نارضایتی و یا چیزی احساس می کنی یا نه. اگر دیدی ناراضی بودی و علاقمند بودی که به نام تو این کارها انجام شود پس بشوی این اوراق را و بریز دور آن ها را که زحمت بیهوده است و فایده ای ندارد ولی اگر دیدی برایت هیچ مساله ای نیست که این ها به نام کس دیگری منتشر شود و یا بدون ذکر نام شما منتشر گردد خوب پس ادامه بده که برای خداست و ایشان فرمود من هم از ابتدا حقیقتا نیتی این چنین کردم که اگر این (شرح مثنوی) روزی به نام کس دیگری چاپ شد و یا اصلا نام مرا ذکر نکردند برایم هیچ فرقی نکند.

با توجه به این حکایت آموزنده و تکان دهنده می توان ادعا کرد که نمونه هایی از شرک در بسیاری از اعمال ما به شکل خفی و اخفی وجود دارد که دست کم نقش کمالی عمل را از میان می برد و از تاثیر آن می کاهد.




تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : جوان انقلابی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.